My Recent Pastes (23326 and counting)

Browse Pastes Page 1 of 1167


November 22, 2014
5:29PM EDT

Danke das du Inka so einen schönen Tag bereitet hast . Habe zu heiß gebadet und zu schnell raus gegangen war mir einwenig schwindelig , Entschuldung das ich dich eben nicht begrüßt habe . Bringe Papa morgen einpaar Plätzchen hab ich dir eben vergessen mitzugeben . Danke für alles .😘😘😘

November 22, 2014
5:28PM EDT

اول می خوام کمی از خودم بگم. من الان 33 سال سن دارم و همسرم سحر 29 سالشه، 8 سالی میشه ازدواج کردیم. یک دختر ناز 4 ساله هم داریم. من چون از بچگی توی یک خانواده مذهبی بزرگ شدم تا چند سال پیش حتی اهل نماز و روزه هم بودم ولی به خاطر اینکه ذاتا آدم شهوتی هستم درهمان ایام دانشجویی هم که تازه اینترنت باب شده بود زیاد به سایت های سکسی سر می زدم و کارم شده بود دانلود عکس و فیلم و خوندن خاطرات سکسی. پس از مدتی با واژه سکس ضربدری آشنا شدم ولی از انجاییکه زنم رو خیلی دوست داشتم و هنوز اون حس غیرتی که از بچگی در ما ایجاد میشه رو در وجودم داشتم، هنگام خواندن داستانها خودمو جای شخصیت های داستان قرار می دادم نه اینکه این موضوع رو برای خودم و زنم تصور کنم. پس از چند سال این نگرش تغییر کرد و احساس کردم که دوست دارم چنین موضوعی رو تجربه کنم. من با وجود اینکه از بچگی فکر و ذکرم سکس بود و اگه موردی پیش می اومد ردش نمی کردم ولی از روزی که با زنم نامزدم شدم عهد بستم که به او خیانت نکنم. چند سالی که دانشجو بودم و با یکی از دوستای صمیمیم خونه گرفته بودیم حتی مواردی پیش می اومد که دوستم جنده می آورد خونه و من برای اینکه به زنم خیانت نکنم از خونه می زدم بیرون. یا پیشنهاد سکس بعضی ها از آشنا ها و فامیلا رو رد می کردم. در کل آدم سر به زیری بودم و رو این حساب همه زنای فامیل و حتی زنای همکارام کاملا به من اعتماد داشتن و با من راحت بودن. سحرم که متوجه این موضوع شده بود و حتی بدون اینکه من بخوام از بعضی ماجراهای قدیمی خبردار شده بود، منو از صمیم قلب دوست داشت و حتی اگه تو مهمونی و یا سر خیابون زن خوشگلی رو می دیدم و ازش تعریف می کردم نه تنها ناراحت نمی شد بلکه همراهی هم میکرد چون می دونست در حد همین حرفاست و خیالش راحت بود که دزدکی بهش خیانت نمی کنم. بعد از مدتی راجع به بعضی بحث های مذهبی سوالاتی برام پیش می اومد و با بحث با بعضی همکارهای روشنفکرم و مطالعه کتاب هایی مثل 23 سال مرحوم دشتی و مطالعه نظریه تکامل نگرشم نسبت به مذهب و مسایل مربوط از قبیل عقد و گناه و .... دگرگون شد. از اون پس اگه هنوز به زنم خیانت نمی کردم فقط به خاطر این بود که پیش خودم فکر می کردم من و زنم قلبا پیمانی با هم بستیم که باید متقابل باشه و تا آخر عمر به اون پایبند باشیم، حتی اگه اون خطبه عقد مسخره به زبان عربی هم جاری نمی شد. از دیدن آدم های مذهبی که زن و بچه داشتند و پنهانی با کسای دیگه رابطه داشتن و به خیال خودشون به صرف اینکه عقدش کردن کار بدی انجام ندادن حالم به هم می خورد و از این قوانینی که این مزایا رو فقط در اختیار مرد قرار داده بیزار بودم. حدود یک سال طول کشید تا ذهن سحر رو نسبت به اعتقاداتش عوض کردم و بهش فهماندم که معیارهای انسانیت از قبیل احترام به حقوق دیگران، نوع دوستی، کمک به دیگران و ... که به صورت ذاتی در وجود انسان هست خیلی بالاتر از قوانین و قراردادهایی دست و پاگیری است که در دین وضع شده. 
بعد از این مرحله زندگیمون دگرگون شد. بعضی شب ها با هم می نشستیم و بعد از خوردن مشروب، حسابی حال می کردیم. اگه قبلا چادر می پوشید حالا دیگه مانتوی تنگ می پوشید و با کمی آرایش اون زیبایی فوق العاده ای که داشت بیشتر نمایان میشد و خیابون که می رفتیم با دیدن مردهایی که با دیدنش آب از لب و لوچه شون راه می افتاد هم احساس غرور می کردم و هم لذت می بردم. ولی چون روحیشو می شناختم جرات نمی کردم راجع به سکس اون با کسی دیگه صحبت کنم. چون اون بخاطر عشقش به من و بهتر شدن زندگیمون تا اینجا همکاری کرده بود و می ترسیدم با مطرح کردن یک باره این موضوع همه چیز خراب بشه. پس تصمیم گرفتم این کارو خیلی تدریجی انجام بدم. گر چه هر دو آدم های حشری بودیم و سکسمون از همون اوایل زندگی رضایت بخش بود و تو همون سال اول زندگی همه پوزیشن ها رو امتحان کرده بودیم و هر دو برای هم ساک می زدیم و چند وقت یک بار از کون می کردمش ولی بعضی موانع بود که حذفشون کلی وضعیت سکسمونو بهتر کرد. مثلا سال های اول سحر بعد از سکس می رفت دوش می گرفت که برای نماز غسل کنه ولی بعد از اینکه عقایدش عوض شد، همیشه اول دوش می گرفتیم و سپس سکس شروع می شد. خوردن مشروب و داشتن سکس با یک زن مست که دیگه قابل توصیف نیست. کاملا احساس می کردم که در عالم مستی شهوتش خیلی بیشتر میشه و ارضا شدنش عمیق تر. با هم می نشستیم فیلم سوپر نگاه می کردیم و سپس کارهای اونا رو تکرار می کردیم. بنابراین رضایت مندی سکسیمون روز به روز بیشتر میشد و حتی بر عکس همه تعداد سکسامون در هفته بیشتر هم شده بود. کاملا اثرات مثبتشو در زندگیمون می دیدیم و با وجود اینکه در تمام طول زندگیمون حتی یک شب هم با هم قهر نبودیم و یا دعوای آنچنانی نداشتیم ولی بعد از این که سکسمون با حال تر شده بود احساس می کردم حتی نسبت به اشتباهات همدیگه خیلی راحت تر گذشت می کنیم و دونستم بی دلیل نیست که میگن دلیل بیشتر طلاق ها نارضایتی یه سکسی است. 

November 22, 2014
5:28PM EDT

٧:٤٢ م

November 22, 2014
5:27PM EDT

int Winner[2];
int RunnerUp[2];
int RunnerUpRunnerUp[2];
int j = 0;

for(int i = 0, i < 64, i++)
{

November 22, 2014
5:27PM EDT

والصائم

November 22, 2014
5:24PM EDT

treug :: Int -> [Int]
treug n =
        concat (map prog [1 .. n])

prog :: Int -> [Int]
prog n =
        foldl add [0] (map (\x -> [x,(x-1) .. 1]) [1 .. n])

November 22, 2014
5:23PM EDT

language

November 22, 2014
5:23PM EDT

#include <stdio.h>
#include <stdlib.h>
#define ARRAY_MAX 10000

int sort (const void * a, const void * b)
{
    return ( *(int*)a - *(int*)b );

November 22, 2014
5:21PM EDT

المحمول
‪0962164963‬

November 22, 2014
5:19PM EDT

Hey,

 

I want to pass a parameter like this;

doThis(dd-MMM-yy);

November 22, 2014
5:17PM EDT

I, [2014-11-22T12:15:11.208873 #71816]  INFO -- : [SETUP] Database ready!
I, [2014-11-22T12:15:11.213778 #71816]  INFO -- : [SETUP] Core ready!
I, [2014-11-22T12:15:11.226618 #71816]  INFO -- : Performing graceful shutdown
I, [2014-11-22T12:15:11.227033 #71816]  INFO -- : [SHUTDOWN] Saving players...
I, [2014-11-22T12:15:11.228624 #71816]  INFO -- : [SHUTDOWN] Halting logger...
/Users/reg/minecraft/mcl/vendor/bundle/ruby/1.9.1/gems/activesupport-4.1.4/lib/active_support/dependencies.rb:241:in `load': /Users/reg/minecraft/mcl/vendor/handlers/_buildin/schematic_builder.rb:44: invalid multibyte char (US-ASCII) (SyntaxError)
/Users/reg/minecraft/mcl/vendor/handlers/_buildin/schematic_builder.rb:44: invalid multibyte char (US-ASCII)

November 22, 2014
5:15PM EDT

public class sudoku extends javax.swing.JFrame {

       SimpleDateFormat sdf = 
            new SimpleDateFormat("hh:mm:ss");
    
    long basla = System.currentTimeMillis();
          

November 22, 2014
5:14PM EDT

mapper addroom 7389 n:A Dizzying Array a:Dungeon Wroth f:indoors, no-npcs t:indoors ti:sheltered
mapper addexit w f:7389 t:7364
mapper addexit e f:7389 t:7414
mapper addroom 7420 n:A Dizzying Array a:Dungeon Wroth f:indoors, no-npcs t:indoors ti:sheltered
mapper addexit s f:7420 t:7415
mapper addexit n f:7420 t:7425
mapper addroom 7395 n:A Dizzying Array a:Dungeon Wroth f:indoors, no-npcs t:indoors ti:sheltered

November 22, 2014
5:14PM EDT

loopGetIntBuffers:
  ;Cuando el index sea -1 es porque ya terminamos
  cmp dword[index], -1
  je endLoopBuffer
  ;Obtener los valores de la canción en la posición actual
  push dword[index]
  call getSong1Item

November 22, 2014
5:08PM EDT

已取消

November 22, 2014
5:04PM EDT

٧:٥٦ م
٤ م.ب.
‪+966 55 441 1011‬
~SAM’s iPad

November 22, 2014
5:03PM EDT

modern war

November 22, 2014
5:02PM EDT

consumer.huawei.com/jp/mobile-phones/ features/p7-jp.htm
研ぎ澄まされたデザインとクラフトマンシップ. 両面にガラス素材を使用した美しい グローバルフラッグシップスマートフォン。

November 22, 2014
5:00PM EDT

        function calculateAdvancedCoilTurns(formDiameter, wireDiameter, wireLength) {
            return Math.sqrt((25 * Math.pow(wireLength, 2) * Math.pow(wireDiameter, 2)) + (9 * wireLength * Math.pow(formDiameter, 3)) + (5 * wireLength * wireDiameter)) / Math.pow(formDiameter / 2);
        }

November 22, 2014
4:59PM EDT

🎀شٍمَوِخَيِّ بِګبِريِّأّئيّ🎀ِ

Next page